شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

سلام سپاس از عنايتون .. دومين داستانکم بود :)
مـــــــطالـــــــــــــــــعه شـــــــــــــــــــد @};-
ميزدين ملاحظه شد . مثل معلم ها B-)
يکي از فانتزيام معلم شدن بود .. شغل شريفي ست ..
من خيلي دوست داشتم معلم شم ... بله
من که کوچيک بودم .. يه بازي اي راه انداخته بودم اقتباس شده از خاله بازي دخترا .. بنام معلم بازي .. بچه هارو جمع ميکردم .. معلم ميشدم اونام دانش آموزام ! ! !
ما هم از اين بازيا ميکردم ... هميشه منم معلم بود ... انقدر گچ داشتم يه دونه هم از تخته سياه کوچيکا ... هي ... يادش بخير
چه جالب .. منم از اون تخته سياه کوچيکا داشتم ..
واقعني ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دقــيــقــا ...........
اوهوم:)
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top