سفارش تبلیغ
صبا

نهانخانه جان

کاش همین کوچه ی کناری ما 
منزل  داشتی
تا نامت آنقدر وهم وحشت  نداشت
ساده و دست یافتنی
میشدی
هم سایه

هر از گاهی آدمیزادس دیگر
به تنگ می آید  از زمین و زمان
میزند دلش را  این همه خاکی بودن 
و  به  سرش میزند هوس میهمانی

میهمانی  که
از جنس خاکی ها
از خانواده
و اقوام
و دوستانت
نباشد

میهمانی که
شاید
هم سایه ات باشد

 
در تعقیب گریز روزهای روزگار
بروی به منزلش
چندی بنشینی
بگویی
بشنوی
حتی  اگر هم شد چایی بنوشی
در جوار  هم سایه ...

آری همین قدر صمیمی  و نزدیک
کمی بعد از عشقبازی عقربه ها
چشمانت را نم نم  ببندی
و بی خیال تمام
بود و نبود ها
شد و نشد ها

تجربه کنی
یک خواب ِ خالی از بیداری  را
خوابی پر از هبوط ِ آرامش
در یک تن خسته ی پیامبرنمایی
که مملو از گیجی میشود
و با جان و دل به فراموشی میسپارد
که گوشش ، دوشش و وجودش
پر از اقناع و حرف بود

آری
دلم هم سایه
دلم دیدار هم سایه
میخواهد
حتی اگر
نام هولناک دیگرش
مرگ باشد

آری
همین قدر ساده و دست یافتنی
.
.
.
#مریم_جاوید


+ تاریخ یکشنبه 96/2/31ساعت 2:18 عصر نویسنده مریمــــ . جاوید | نظر