سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا

نهانخانه جان

 

 

 

جهت بازدید پست های قبل کلیک کنید

*************

شنیدنی فوق العاده زیبا

ادامه مطلب...

برچسب‌ها: شعر عاشقانه عکس ادبی هنری داستان کوتاه
عشق عکس رمانتیک شعر شعرنو شاعر جوان

+ تاریخ یادداشت ثابت - سه شنبه 92/6/13ساعت 12:20 عصر نویسنده مریمــــ . جاوید | نظر



شکل معجزه میگیرد به خود

زندگی من

باتو

   .

.

.

 فریاد بزن

سکوت ِ سِحروآرت را 

همان سکوت ِ مرداب ِ مردادی  ِچشمت را


به بهای جانم

 بی بهانه میخرم

برگ ریزان ِ  پاییزِ آغوشت را


گرچه

زمستانی ترین زن دنیاام

من

اما تو

  اردی بهشتم باش

تا سپید و سیاه این روز ها

رنگ ببازند

به تماشای بیکران اعجاز یک بهار


فصل فصل هستی من

یک جهان تعبیر است با تو

.

.

.

#تولدت_مبارک

#خودم_جان

70.10.26


+ تاریخ دوشنبه 95/10/27ساعت 5:55 عصر نویسنده مریمــــ . جاوید | نظر

 

زیر پوست اختاپوسی این شهر 


من رسم پروانه شدن 


آموختم ...


از نیک و بد این دوران 


من باران شدن و باریدن 


آموختم ...


گرچه سخت است 


نوشیدن نوش داروی پس از مرگ


اما ...


من جان ِ هفتم دارم 


این زنده بودن و زنده ماندن را هم 


از زن بودن و زن ماندنم 


آموختم 

.

.

.

مریم جاوید 


+ تاریخ سه شنبه 95/10/7ساعت 10:30 عصر نویسنده مریمــــ . جاوید | نظر

 

هنوز هم تو،  سر آغاز

بند بند ِ شکفتن های منی

.

.

.

 

جایی امن

 در ژرف ِ  اندیشه هایم

اقیانوس همیشه نا آرامیست

به اسم خیال ...

جایی که واژها

لال میمرند

تا مگو ترین راز مرا

هیچ موجی نرساند

به گوش ِ سنگ ریزه های احساس

هرچند که دنیای داشتنت

دنیای وهم و خیال است

اما...

تو واقعی ترین واقعی منی

 .

 

مریم جاوید 



برچسب‌ها:
عشق عکس رمانتیک شعر شعرنو شاعر جوان
+ تاریخ پنج شنبه 95/10/2ساعت 11:28 عصر نویسنده مریمــــ . جاوید | نظر

تو نبودی 

که سقف دلم ناگه ترک خورد

هنوز هم نیستی

اما  ...

چکه میکند حضورت مادام الحظه 

از تمام زوایای زندگی ناچیز من 

تو در من 

رفت و آمد داری 

عمیق می آیی

و بر چینه ی  روح ِ من تکیه میزنی

و با همان لبخند مستانه ات از جرعه ی وجودم 

فنجان ، فنجان به ظاهر  چای مینوشی 

اما به واقع جوهر جان مرا مینوشی 

و سر خوش و مسروری  از میهمانی بی دعوتت 

و باز 

بی خدا حافظی  میروی 

تا باز گردی 

ساعتی دیگر به بهانه ای دیگر 

در این تن خسته ...

گاهی آدم میشوم 

شاید فقط چند لحظه 

و به حقیقت ِ آمدنت در  چهار چوب ذهنم 

شک میکنم 
و میگویم 
تو خیالی
تو وهمی
و تو خیلی وقت است 
که نیستی ...

اما باز در هیاهوی همین افکار 

خاطرات ِ بی جسمت  مثل یک روح سرگردان 

میرسد  از راه و می شکند 


شیشه ی نازک پنجره ی قلبم را ....
.
.
.
#مریم . جاوید



برچسب‌ها:
عشق عکس رمانتیک شعر شعرنو شاعر جوان
+ تاریخ چهارشنبه 95/8/12ساعت 11:25 عصر نویسنده مریمــــ . جاوید | نظر



پر از روشن ِ خاموشم 

پر از حرفای ِ مسکوتم 

پر از یک حس ِ نامعلوم

پر از چشمی که میبیند 

ولی هست  اندکی  مسموم 

با  این همه تفسیر 

از این حال ِ ناخوش ِ نا آروم 

تو اینبار  بگو تو 

کجا  قورت میدهی 

جرعه جرعه 

بودنت را 

کجا سر میکشی 

هوا هوا 

نفست را 

کجا که به  این وسعت ِ بسیار 

در جهان من نیستی 

یا که نه شاید  هم 

پنهانی 

زیر حریر آرزوهای دیگری 

تا تماشا نکنی مرا 

با این سقوط ِ  جانانه و چشم گیر 

گرچه مغرورم خیلی 

اما 

تا بیش از این دیر نشده 

باز آ

 من به  تمنای ناخوش آمدنت  مجبورم

#مریم_جاوید



برچسب‌ها:
عشق عکس رمانتیک شعر شعرنو شاعر جوان
+ تاریخ شنبه 95/6/27ساعت 12:52 صبح نویسنده مریمــــ . جاوید | نظر


حیف که میتپد

 لای موهایم 

ضربان قلب لانه یک گنجشک 

اگر این آشیانه نمیپاشید

ازهم

من همان  هزار سال پیش

تبر به ریشه ی این شاخسار در هم تنیده 

زده بودم
.

.

.

.
#مریم_جاوید 

 



برچسب‌ها:
عشق عکس رمانتیک شعر شعرنو شاعر جوان
+ تاریخ شنبه 95/6/13ساعت 1:36 عصر نویسنده مریمــــ . جاوید | نظر